اگه عشق یه غماره میخوام که غمار باز بشم
برای اولین و اخرین بار غمار باز میشم
میگن غمار گناهه ولی چاره چیه دوست دارم مگه عاشقی گناهه
چاره دل بی درمون من چیه

به بوسه هايي كه نديدم
من روي لبهايت راه مي روم
لبهايت كه گشوده نشد تا هميشه ي من تنها ماند توي خودش
كه به خودش مربوط مي شد و لبهايت
من روي لبهايت مي لغزم
روي لبهايت
چه كيقي دارد .
نماز خواندن.
روي تركي كه من هم مثل شما ترك شده ام
مي تركد دلم ازاين تركش كه در چشم هايتان
تركيده.
من هيچ گاه خوب خاطره نبوده ام
كه يادتان بيافتد به لبهايتان.كه روي تركي راه مي رود كه
آخرش هم من خر مي شوم.
اين شعر هم كه گفته بودم ازروي خريت لبهايم بود
كه بودونبودم
كه نبود به باد داد
هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نميکنم
نگاهی سر شار از صميميت و محبت
امروز سالها از آن روز ميگذرد
تو هر گز بر نگشته ايی.....
صدايت در گوشم زمزمه ميشود
و نگاهت در ذهنم مجسم....
ولی من تو را ميخواهم نه خيالت را....
باحاله.....
www.hooseinpcman.blogfa.com
www.hooseinjojo.blogfa.com
و من حیوانی خانگی داشتم
نامش:"ماهی ."
بزرگتر از من
با چشمانی وق زده
همیشه وارونه
کمی دوست
کمی مهربان
پیچیده در لباس مادرم
می گشت در میان آدم ها
صدا می زد :"آب !"
هر بار که باز می کردم دکمه های سرخ دامنش
"ماهی های سرخ
لباس های مادرشان را
به دریا می ریزند!"
به كه بايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت همه از كينه پر است
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را گرم پاسخ گويد
نيست يك تن كه در اين راه غم آلوده ی عمر قدمي راه محبت پويد
نقش هر خنده كه بروی لبي ميشكفد نقشه ای شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه ی عشق دهد حيله ای پنهانيست
قلبم را عاشق کردی زود پر زدی![]()
تنها می دانم که باید نوشت که نوشتن مرا آرام کند خدایا دیگر نمی دانم چه درست است
نمی دانم که آیا این هم امتحانی است از سویت؟! نمی خواهم دیگر نموتونم...می دانم که
تنها خود مقصرم...... می دانم خواهم ایستاد محکم در برابر ناملایمات اگر خدایا تو راهم
نداشتم آن وقت چه؟؟؟؟ خدایا تو این زمونه همه به فکر خویشن دیگر قلبها را نمی توان
شناخت * محبتها * عشق ها * همه وهمه خریدنی شدند... ای کاش در آن دوران که
عشق ها واقعی * محبتها وفادار بودند.![]()