تبليغاتX
بازهم ازعشق بگم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 17:20  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 17:18  توسط همیشه عاشق  | 
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______############محمد################*
_______#############################*
________###########################*
__________#######Ti2.blogfa.com########*
___________*####################*
____________*#################* _____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______############ملیحه################*
_______#############################*
________###########################*
__________####### زندگی زیباست########*
___________*####################*
____________*#################*
_____________*##############*
_______________############*
________________#########*
________________*#######*
_________________#####*
__________________###*
__________________##*
__________________#*
_____________*##############*
_______________############*
________________#########*
________________*#######*
_________________#####*
__________________###*
__________________##*
__________________#*
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 17:13  توسط همیشه عاشق  | 
Image hosting by TinyPic
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/22ساعت 16:3  توسط همیشه عاشق  | 
از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»
گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»
خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»
پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.»

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت 17:39  توسط همیشه عاشق  | 

ترانه هفته هفتم "دریایی"

 

این پست همیشه در اول وبلاگ میباشد 

  در نظر سنجی شرکت کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 19:35  توسط همیشه عاشق  | 
و اينك در ايران:
برخي پدران و مادران، جوانان خود را به تبعيت از برهنگي و فساد غربي ترغيب مي كند!!؟؟ و در جواب مي گويند: ؟ دوره و زمانه عوض شده. دنيا ،دنياي تكنولوژي است!؟ حجاب مربوط به قرنها پيش است!؟ پس ما هم بايد با برهنگي، با كلاس بودن و مدرن بودن را ثابت كنيم!
چرا برخي جوانان به هيچ وجه به دنبال ريشه يابي فلسفه واقعي حجاب نيستند!؟ برهنگي و فساد در بين برخي جوانان ايراني يك ارزش و مد و به عنوان يك نوع پيشرفت تلقي مي شود!!؟؟
 
 
كمي تأمل كنيم !؟
آيا حجاب ممنوعيت است يا مصونيت؟؟؟ چرا برخي زنان مسلمان ايراني حفظ حجاب را ممنوعيت ميدانند؟؟؟ اما بانواني كه در كشورهائي چنين آزاد (از لحاظ برهنگي) زندگي مي كنند ، حفظ نكردن حجاب را ممنوعيت مي دانند؟؟؟
چرا در برخي محافل عمومي ما ايرانيان ،براي مقابله با حجاب مقاله مينويسند؟؟؟ اما اين بانوان به اصطلاح غربي ،ازهر امكاناتي چشم مي پوشند، فقط براي حفظ حجاب؟؟؟
 
 
به خواهرم؛ایراندخت
خواهرم، ايران‌دخت؛ سلام
خيلي پيش از اين، مي‌خواستم برايتان بنويسم و با شما حرف بزنم. مي‌دانم كه شما هم مشتاق بوديد و هستيد تا حرف‌هاي مرا بشنويد. اما خوب؛ فرصت و مجال و بهانه نبود. خودتان كه خوب مي‌دانيد چرا! حالا شايد اين فرصت پيش آمده تا راحت‌تر با هم صحبت كنيم.
مي‌خواهم كه شما را از دريچه‌ي نگاه مردانه‌ي خود ببينم و از اين منظر با شما صحبت كنم. آن‌چنان كه شما و ديگر خواهرانم را هر روز مي‌بينم. هر كجا كه باشم. در دانشگاه، خيابان و يا ...
 
 
 
خواهرم!
گاهي به شما حسوديم مي‌شود. وقتي كه به آفرينش خدا مي‌انديشم و به راز جفت‌جفت خلق كردن خدا فكر مي‌كنم و آن‌ هنگام كه بر مي‌خورم به اين نكته كه همه‌‌ي بهانه‌ي خلقت خدا، وجود پاك و شريف يك زن بوده‌است! آري؛ همه‌ي بهانه‌ي حضرت ربّ‌الارباب براي خلقت، يك زن بوده است! شنيده‌ايد يا نه آن حديث قدسي شريف را كه پروردگار، پيامبرش، محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ را خطاب قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد:» لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما« هان اي پيامبرم! اگر تو نبودي به آفرينش كائنات دست نمي‌يازيدم و اگر علي نبود، تو را خلق نمي‌كردم و اگر »فاطمه« نبود، هر دوي شما را نمي‌آفريدم!
چنين آفرينشي، آفرينش شورانگيزي است! حسابش را بكنيد؛ وجود برترين و والاترين انسانهاي عالم، بسته به وجود زن يگانه‌ي عالم است! انگار كه اين زن، سوگلي خود خداست. حتّي با خودم بارها فكر كرده‌ام كه خداوندگار آن هنگام به خود آفرين گفته، كه وجود پاك و نزيه فاطمه را آفريده‌است! و شما نيز زن هستيد و اميد كه نشان از اين زن داشته‌باشيد!
 
 
خواهرم!
زن در قاموس اسلام، جايگاه ممتازي دارد و عجب دارم از اين كه عده‌اي بر اين‌اند كه نظر اسلام و ديدگاه آن را نسبت به زن، ديدگاهي ساده و در عين حال ظالمانه، جلوه دهند. خوانده‌ام كه فقط چند سال پس از روزگاري كه دختران با دستان جهالت اقرباي خويش در خاك سياه گور مدفون مي‌شدند و شرف جاهلي مي‌خريدند، پيامبري آمد كه در ميان جمع دست و سينه‌ي دخترش را مي‌بوسيد و مي‌بوييد و هر گاه كه از برابر خانه‌اش مي‌گذشت، سر به زير مي‌انداخت و كمر خم مي‌كرد و بلند سلام مي‌داد. همان دختري كه گفتم حتي بهانه‌ي آفرينش پدر و شويش بود.
به راستي خواهرم، هدف و منظور پيامبر از اين عمل چه بود؟ جز اين‌كه قدر و منزلت زن در نزد خدا و در ديدگاه خود و دينش را نشان دهد؟ محمد پيامبر خدا بود و معلم انسان‌ها. بنابر اين تمامي اعمال و رفتارش درس و سرمشق براي امّتش بود و هست. پس لاجرم بايد اعتراف كرد كه مقصود پيامبر، جز اين نبوده كه ديد جهالت بار مردمان عصر خود و همه‌ي اعصار و قرون كه زن را در جايگاهي بسيار پايين‌تر از مرد مي‌بينند و ويژگي‌هاي ارزشمند او را ناديده گرفته و تنها به برخي از جنبه‌هاي ظاهري او توجه مي‌كنند، اصلاح كند و اصل و بهاي واقعي گوهر دردانه‌ي زن را نمايان سازد.
بدين منظور از خود و خانواده‌ي خود آغاز مي‌كند و دختر يگانه‌اش را الگوي زن قرار مي‌دهد و چنان وي را تربيت مي‌كند و چنان با او رفتار مي‌نمايد كه امتش از او بياموزند و خود مثل او رفتار كنند.
 نجابت، پاكي، صداقت و دين‌داري در زندگي فاطمه، شاخص‌ترين وجوه مشخصه‌ي اوست. پس بايد شاخص‌ترين وجوه مشخصه‌ي شما هم باشد. جايگاه رفيع فاطمه در مقام دختر رسالت و همسر ولايت و مادر امامت، همه از اين وجوه، ناشي است.
امروزه روز، بيان اين مطلب كه زن مسلمان بايد نشان‌دار فاطمه باشد و چنان كند كه فاطمه، در نظر عدّه‌اي به قاعده‌ي تكرار و كهنگي گرفتار آمده و بر اين‌اند، كه قرن بيست و يكم به مدد رشد توانايي‌هاي انسان در تمامي مراتب زندگي، بي‌نياز است از اين كه بخواهد الگوي قديمي فاطمه را سرمشق مرام و شيوه‌ي زندگي امروز خود قرار دهد. اين اعتقاد نادرست و نابجاست كه حالا باعث بسياري از مشكلات در جوامع دنيا شده‌است.
 
 
ببينيد خواهرم!
از روزي كه آدم خلق شد و بنابر لطائف مقروء، حوّا از پهلوي چپ آدم به وجود آمد ـ شايد به اين دليل كه در معنا همواره زن را بخشي از وجود خود بداند و در جستجوي جزء مكمل خويش باشد ـ تا همين حالا، زن جلو‌ه‌ي جمال و زيبايي بوده‌است. چه در ظاهر و صورت و چه در باطن و سيرت خويش. همواره روح لطيف و ذوق سرشار و احساس پاك را به زن نسبت مي‌دهند.
ويژگي‌هاي او به او موقعيت و شرايط ويژه‌اي بخشيده است و اجراي وظايف و ايفاي نقش‌هايي را بر عهده‌ي او گذاشته است. اگر استثنائات بسيار بسيار اندك را ناديده بگيريم، زن اساس و پايه‌ي همه‌‌ي خانواده‌هاي ايراني است. »مادر« در مقام »همسر« براي پدر عزيز و ارزشمند است و پدر عاشقانه او را دوست دارد. »مادر« مامن و سنگ صبور فرزندان است و »دختر« نور چشم پدر و عزيز دردانه‌ي اوست . در جامعه‌‌ي امروز ما زنان، جايگاه بلند و رفيعي دارند.
طوري كه در بخش‌هايي، گوي سبقت از مردان و پسران هم ربوده‌اند و اعتقاد من بر اين است كه در بسياري موارد حق زنان و شايسته و درخور ويژگي‌هاي ايشان بوده‌است.
 
 
خواهرم! هر شي ارزشمند، هر كالاي گران‌بها و هر جنس ذي‌قيمت، به سبب شاخصه‌هاي مختص به خود، ارزشمند و گران‌بها و ذي‌قيمت است. اگر طلا، ارزشمند است، به آن دليل است كه كمياب است و اگر الماسي چون »كوه نور« آن‌چنان گران‌قيمت است كه تا به حال هيچ كس آن را ارزش‌گذاري نكرده، به اين خاطر است كه »يكي« است. »تك« است. دوّمي ندارد.
در بانك‌هاي مركزي دنيا و همه‌ي موزه‌ها و خزائن، آن‌چه كه ارزش‌مند باشد را در شرايط ويژه‌اي نگهداري مي‌كنند. اشيا و اسناد گران‌قيمت را در صندوق‌هاي مطمئن و حفاظ‌هاي محكم، نگهداري و سطوح دسترسي براي آن‌ها تعيين مي‌كنند.اما آيا اين گفته به اين معناست كه حفاظت از اين ذخاير ارزشمند، و حراست آن‌ها از دست‌رس دزدان و سارقان، از ارزش آن گنج‌هاي گران‌بها مي‌كاهد و يا اين است كه چنين حفاظت و نگاهباني نشان از حساسيت و ارزش بالاي آن گنجينه‌ها دارد؟
زن، آن‌چنان كه در نظام تجارتي غرب، تا متاعي براي خريد و فروش نزول پيدا كرده، نيست كه آن را كالا بدانيم. زن وجود ارزشمندي است كه حفظ و حراست از او در برابر دل‌هاي بيمار و چشمان هرزه‌بين، نياز به تدابيري فراتر از تدابير امنيتي امن ترين ذخاير و موزه‌هاي دنيا دارد. اسلام به عنوان آخرين و كامل‌ترين دين، اصول حفاظتي و سيستم‌هاي امنيتي ويژه‌اي به جامعه ارائه نموده‌است كه سلامت و حفظ زن در همه‌ي مناسبات اجتماعي را تضمين مي‌كند. مگر مي‌شود پذيرفت كه تكه‌اي الماس، در بهترين شرايط نگهداري شود و وجود يگانه‌ي زن، حراست نشود؟
اسلام بهترين نظام امنيتي را به زن ارائه مي‌كند. »حجاب« اين ميراث ماندگار فاطمي را بهترين و ساده‌ترين و كارآمدترين شيوه‌ي حفاظتي از زن مي‌داند.
 
 
خواهرم؛ايرا‌ن‌دخت
در دنياي ديوانه‌ي امروز كه كلاغ را رنگ نكرده جاي قناري مي‌فروشند و همه مي‌بينند و مي‌فهمند و باز خود را مجاب مي‌كنند كه قناري خريده‌اند، برخي بر اين دعواي خويشند كه حجاب، تحريم زن از مظاهر خدادادي او نظير زيبايي است. بر اين حرف پاي مي‌فشرند كه حجاب اسارت است براي زن و زن »آزاد« آن است كه »اسير« نگاه‌هاي مردان باشد.
خواهرم! سخنم به درازا كشيد. قصدم نصيحت نبود. فقط مي‌خواستم نظرم را در باره‌ي شما بگويم و از ديدگاهم نسبت به حجاب بنويسم. نيك مي‌دانم كه دختر مسلمان ايراني، همه‌ي اين‌ها را مي‌داند. اما گفتم تا شايد به گوش آن‌ دسته از خواهرانم كه كمي سهل مي‌انگارند و ساده‌ مي‌گيرند، برسد. شما نيز پيام من را به ايشان برسانيد كه آن چه زن مسلمان را در ديدگان پاك جوانمردان اين ديار مي‌نشاند و اوج مي‌دهد و عزيز مي‌كند، حجاب ايشان است. ارزنده ترين زينت زن كه نشان زن فاطمي است.
براي شما خواهرم از خداوندگار، طلب بهروزي و سعادت مي‌‌كنم. اميد كه همواره نشان‌دار »فاطمه« باشيد.
ارادتمند: برادر كوچك شما؛محمّد مهدي کارگر ـ آبان 1383 ( برگرفته از سایت موازی)
 
با تشکر از گروه خبری گلبرگ
بهار ۶۵
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 16:56  توسط همیشه عاشق  | 
از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.»
گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.»
خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.»
پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 16:46  توسط همیشه عاشق  | 
 

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دنیای زيباي من دوستت دارم

 

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني
دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 17:23  توسط همیشه عاشق  | 
کاش زمان وامیستاد تا با بارونم فرار می کردیم ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 17:22  توسط همیشه عاشق  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 17:18  توسط همیشه عاشق  | 

نگو آفتاب نگو مهتاب

نگو خورشیدم غروب کرد

نگو مهتابم نیومد

که دلم پر از امیده

نگو دوره نگو نزدیک

نگو روشن نگو تاریک

که دلم پر از امیده

من اینو خوب می دونم

دل زدن به دریا سخته

ولی چاره ای ندارم

دل من پر از امیده

دلمو زدم به دریا

رفتم از اینجا فراتر

دلم و دیدم تو دریا که پر از امید بود و بس....

(از سروده های مریم جونم هست)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 17:17  توسط همیشه عاشق  | 
صدام بزن ای عشق
نذار منو تنها
یه تار موی تو
می ارزه به دنیا
می ارزه به دنیا

نمیدونم چی شد
که بردی از یادم
شدم مثل اشک و
از چشمت افتادم
از چشمت افتادم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من
خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من

نگو که قلبت رو
به سایه بخشیدی
تو این همه فانوس
تو اصل خورشیدی

تو امتحان عشق
اگر چه مردودم
صدام بزن ای یار
که بی تو نابودم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من
خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من

صدام بزن ای عشق
نذار منو تنها
یه تار موی تو
می ارزه به دنیا
می ارزه به دنیا

نمیدونم چی شد
که بردی از یادم
شدم مثل اشک و
از چشمت افتادم
از چشمت افتادم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من


خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من


+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 17:15  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 17:12  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 17:10  توسط همیشه عاشق  | 
جدایی

دوباره باز اغاز بی پایان گریه های من شروع می شود

و دوباره باید رویای شکفتن با تو را از یاد ببرم

دوباره باید ارام و بی صدا در ظلمت شب

از غم هجرانت گریه کنم تا تمام ستارگان و کهکشانها

صداقت کلامم را با گریه هایم باور کنند

به راستی که چه کسی آواز جدایی را سر داد

و من را از تو جدا کرد

لعنت بر تو ای روزگار بی وفا که ناقوس جدایی را

تو به صدا در اوردی و اهنگ جدایی را نواختی

حالا چگونه این دل من با این فریاد دلخراش جدایی کنار برود احساس می کنم که از جدایی نفرت دارم

ولی عزیزم تو را هرگز فراموش نمی کنم

اگر چه جدایی بین ما می افتد
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 17:8  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 17:3  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 16:58  توسط همیشه عاشق  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 16:58  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 16:57  توسط همیشه عاشق  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 16:56  توسط همیشه عاشق  | 
 
>