تبليغاتX
بازهم ازعشق بگم -
 
 

گــــــريزي نيست ازتاوان پاييزي كه در پيش است
پريشان شو دل از فردا ي خونريزي كه در پيش است
چــــه داريد اي غـــــزلهاي غبــار آلوده در دفتــر
براي آن شب شعر غم انگيزي كه در پيش است
هجـــــوم زخمها و شانه بي تاب !دشـــــوارست
دوام آورد در فصل نمكـــــــريزي كه در پيش است
كـــــدامين شمـــــا مردم در اين شبــــهاي طولاني
يقين دارد به آن زخم سحر خيزي كه در پيش است
اگــــر در ســـــر گذر از خويشتن داريد بســــــم الله
مسجل ميشود كم كم هرآن چيزي كه در پيش است

 
+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/03ساعت 21:40  توسط همیشه عاشق  | 
 
>