تبليغاتX
بازهم ازعشق بگم -

 

گل من گریه مکن،
 
که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 
قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 
گل من گریه مکن
 
سخن از اشک مخواه
 
که سکوتت گویاست
 
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
 
دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست
 
من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست
 
گل من گریه مکن،
 
اشک تو صاعقه است
 
تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی
 
بیش از این گریه مکن،
 
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
 
گل من گریه مکن،
 
من چو مرغ قفسم
 
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
 
گل من گریه مکن،
 
که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 
قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 
دل به امید ببند
 
نا امیدی کفر است
 
چشم ما بر فرداست
 
ز تبسم مگریز
 
درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست...

+ نوشته شده در  85/09/10ساعت 18:49  توسط پرهام   |  نظر بدهید

هر كاري كه ميكنم به خاطر توست

و هر چه كه دارم تو به من داده اي

تمامي حرفهايت لبريز از عشق است

و تنها پناهگاه من آغوش توست

تمامي آرزوهايم و همه چيز در

گذشته و آينده ام براي توست

تمامي آن چيزهايي كه دوستشان دارم

به تو ختم ميشوند

چون تورو دوست دارم سمانه جونم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت 19:41  توسط همیشه عاشق  | 
 
>